بنام خدا
با سلام
پریشب در اخبار بیست و سی خبر دستگیری یک باند 14 نفره ی کلاهبردار چک صیادی پخش شد که گفته شد آنها با همکاری چند بانک خصوصی و دولتی توانسته بودند کلاهبرداری خود را بی دردسر انجام بدهند ، که اینجا بیاد آن ضرب المثل معروف می افتم که میگوید ، ماهی از سر گَنده گردد نِی ز دم ، یعنی آن 14 نفر بدون همکاری آن چند بانک نمیتوانستند اینقدر راحت کلاه مردم را با جعل مدارک خود بردارند . این قضیه در هر جا که کلاهبرداری اتفاق می افتد جریان دارد که کلاهبرداران تا یک عده همکار نداشته باشند نمیتوانند به کار خود ادامه دهند . یک چنین مورد مشابهی از یکی از کاربران وبلاگ نقل شد که میگفت در جریان کلاهبرداری تعاونی مسکن مهر 16 منطقه ی ده تهران که دو متهم اصلی آن مدیران تعاونی بنامهای رسول مرتضی پور و مهدی جهانگیر بودند که پولهای واریزی 150 عضو تعاونی را بجای واریز کردن در سامانه ی مسکن مهر ، به حسابهای شخصی خود ریخته و با آن ملک و ویلا خریده بودند که در سامانه ی ابلاغ مشاهده میشد یک پرونده ی حقوقی در آمل برای آنها باز شده بخاطر خرید ویلا در آمل و چند تا هم در تهران برای خرید ملک در زیبادشت و کن و یافت آباد که البته روال پرونده نشان میداد آن دو با استخدام یک گروه از وکلای زرنگ توانسته بودند همه ی ملکها را که توقیف شده بود آزاد کنند حتی خودشان را هم آزاد کنند و 150 عضو تعاونی که صد نفر آنها از قشر ضعیف و کم اطلاع بودند به نحو ماهرانه ای توسط این دو مدیر تعاونی و وکلایشان دستشان به جایی نرسید تا پولهایشان را پس بگیرند و حدود پنجاه نفر از این 150 نفر بودند که آگاهی و اطلاعی از اینجا و آنجا بدست آورده بودند و پیگیر حق خود بودند ، این کاربر من جزو آن صد نفر بی اطلاع بود که البته بی اطلاعی به دلیل عدم اطلاع رسانی دستگاه قضایی دولت قبل بود چون میگفت در سامانه ی ابلاغ مشاهده کرده که دو تا ابلاغ برای او و 150 نفر دیگر فرستاده شده اما برایش پیامک نشده و از آن بی اطلاع بوده ، پرونده از سال 93 باز شده بوده و در سال 1400 بشکل مرموزی مختومه اعلام میشود که طی این هفت سال چند بار هم پرونده را بسته بودند یا کسر موقت از آمار که با پیگیری شاکیان مجبور میشوند مجددا آن را باز کنند که در سال 1400 ، برای شاکی ، وقت نظارت در 23 فروردین 1400 تعیین میکنند اما بدون اطلاع رسانی به او و بعد نامه ی دیگری میزنند مبنی بر اینکه چون شاکی در وقت نظارت حاضر نشده لذا این وقت به زمان دیگری در 19 تیر 1400 موکول میشود و آن زمان دیگر را هم باز به اطلاع شاکی نرسانده بودند که وقت سوم را در 15 آبان 1400 تعیین میکنند و آن را هم به شاکی اطلاع نمیدهند و در همان جلسه پرونده را مختومه اعلام میکنند تحت عنوان عدم پیگیری محکوم له !! به همین سادگی و آسانی کلاهبردار از شکایت شاکی رهایی پیدا میکنند و جالب اینکه شاکی که همچنان در بی خبری و بلاتکلیفی پرونده ی شکایت خود بوده ، همین امسال یعنی سال 1403 به شعبه کیفری 4 واقع در خیابان جیحون میرود و از شعبه مذکور تکلیف پرونده اش را سوال میکند و آنجا به او نمیگویند که پرونده ات مختومه شده بلکه میگویند بروید متهم و کلاهبردار را پیدا کنید تا برایش حکم جلب بزنیم !! که این شاکی میگوید مردم از کجا کلاهبردار را پیدا کنند ، این کار پلیس و آگاهی و دستگاه قضایی هست نه مردم عادی . و یکی دیگر از آنان میگوید شنیدیم متهم به خارج از کشور گریخته ! که با این حرف ، آب پاکی روی دست شاکی بریزد که دنبال متهم نگردد که او به خارج از کشور رفته ! اما اخیرا که بصورت تصادفی وارد سامانه ی ابلاغ خود شده بوده مشاهده میکند که متهم ممنوع الخروج بوده و نمیتواند از کشور گریخته باشد و پلیس فاتب و ضابطین در جریان کلاهبرداری وی قرار گرفته بودند و ممنوع المعامله بود و حسابهای او مسدود شده بود البته گویا بعدا با پارتی بازی و رشوه و کمک یک گروه از وکلا ، حسابهای خود را آزاد کرده بود همینطور برای املاک متعددی که با پول مردم خریداری کرده بود ، منع مسدودی گرفته بود . همین وکلا به متهم میگویند به تک تک شاکیان زنگ بزند و قول استرداد پولهایشان را بدهد و از آنها بخواهد که در روز تعیین شده به دادسرای سر خیابان خوش بروند و آنها به امید رسیدن به پولهایشان در محل حاضر شده و متهم را می بینند که به آنها میگوید من پولهایتان را خیلی وقت هست به سازمان مسکن شهرسازی کرج پس دادم . دو وکیل خانم و آقا هم به شاکیان میگویند به متهم رضایت دهید تا آزاد شود او پولهای شما را بازگردانده و از شاکیان میخواهند که یک برگه ی سفید را بعنوان دادن رضایت ، امضاء کنند و این شاکی به حرکت آن وکلا مشکوک میشود و میگوید برای چی برگه ی سفید را امضا کنند وقتیکه از محتوای آن بی اطلاع هستند ولی وکلا اصرار میکنند که اگر رضایت ندهید و امضا نکنید پول شما مسترد نمیشود و شاکی از کارمند دادسرا در محل سوال میکند که آیا واقعا متهم پولهای ما را بازگردانده و آن کارمندان که گویا با متهم و وکلای او تبانی کرده بود تایید میکند که بله پولها را برگردانده اما بعدها کاشف به عمل می آید که آنچه در مانیتور به شاکیان نشان داده ساختگی و صوری بوده و واقعیت نداشته و پولی به حساب شاکیان بازگردانده نشده بود ، بعد از مدتی این متقاضی مسکن مهر خبردار میشود که دارند واحدهای مسکونی پروژه مارگون را به متقاضیان مسکن مهر میدهند وقتی به مسکن شهرسازی کرج مراجعه میکند و نام او را در سامانه میزنند میگویند متاسفانه به شما نمیتوانیم مسکن مهر واگذار کنیم چون پرونده ی شما هنوز درگیر کلاهبرداری هست که شاکی با تعجب می پرسد مگر تکلیف پولها معین نشد و متهم به ما گفت پولهای مارا بازگردانده و کارمند دادگاه هم تایید کرد و گفت در سامانه هست که او پولها را بازگردانده و ازین رو رضایت ما را گرفت که کارمند مسکن شهرسازی کرج به او میگوید آن سامانه دادگاه ملاک نیست ملاک بانک هست که تایید نکرده پولهای شما بازگردانده شده باشد و آنچه که آن کارمند در دادگاه به شما نشان داده صوری بوده و واقعی نبوده تا برای متهم رضایت از شاکیان بگیرند ، و در حساب شما از 17 میلیون ، فقط همان 5 میلیونی که باید ته حساب بانکی شما باشد موجود هست ، و باید 12 میلیون دیگر بیاورید تا بشما مسکن مهر پروژه ی مارگون را تحویل دهیم ، اینجا شاکی در بهت عمیقی فرو میرود ناشی از ناباوری موضوع تبانی کارمند دادگاه با متهم . این جریان میگذرد چند وقت دیگر شاکی باز به مسکن شهر سازی کرج مراجعه میکند و جویای پرونده ی کلاهبرداری مسکن مهر میشود آنجا متوجه میشود که همان 5 میلیون ته حساب هم برداشته شده و حساب صفر است ، او افسوس میخورد که کاش آن 12 میلیون را تهیه میکرد و از پروژه ی مارگون مسکن مهر میگرفت تا حداقل آن 5 میلیون برایش باقی می ماند . اما افسوس که افسوس را سودی نیست . پس از مدتی خبردار میشود که عده ای از شاکیان پرونده با رسانه ای کردن ماجرای خود و گرفتن وکیل ، رفته اند واحدهای مسکن مهر را تصرف کردند که نام آن پروژه ی پارس سرزمین ماهان بود اما پس از اینکه به پیمانکار جدید تحویل داده شده ، نام جدیدی به پروژه دادند بنام نیارش دژ یک و دو سه، اما واحدهای تصرفی فاقد انشعاب آب و برق و گاز بوده ، یکسال و اندی بعد یک ابلاغیه به دست شاکیان میرسد مبنی بر اینکه تا یک ماه وقت دارید 90 میلیون بیاورید برای تحویل مسکن مهر خود و چنانچه این پول را نیاورید امتیاز شما سلب و واگذار میشود که او به هر ترتیب این پول را فراهم میکند و به پیمانکار جدید میدهد اما او هم بعد از دو سال نگهداشتن پول مردم ، آپارتمانهایی تحویل میدهد که اغلب آنها ، دچار نشتی آب به طبقات پایین هست و وقتی از مدیر دفتر پروژه ، علت را جویا میشود به او میگوید چون دوازده سیزده سال این خانه های مسکن مهر بلا استفاده بوده به مرور دچار پوسیدگی شده و مالک واحد باید خود از جیب خود هزینه کند و نشتی آب را پیدا کرده و مرمت و تعمیر کند تا صدای همسایگان پایینی در نیاید و داخل اغلب واحدها ، آثار نشت آب از بالا به پایین مشاهده میشود که رنگ دیوارها را خراب کرده و لکه از خود بجا گذاشته ، از طرفی داخل واحدها هم دیوارها شبیه کاغذ هستند یا تخته سه لا و وقتی به آن ضربه میزنی صدای پوکی و تو خالی بودن میدهد ، که میگویند پشت این دیوار کاغذی ، یونولیت نصب شده و از مصالح ساختمانی خبری نیست و اصطلاحا به آن دیوار شرکتی میگویند . و کلاهبردار مهدی جهانگیر حتی از مصالح ساختمانی هم زده و با ارزانترین و کمترین مصالح آن را ساخته و نیمه کاره تحویل پیمانکار جدید داده . و تعداد معدودی که آن اوایل بهتر ساخته بود را هم قبل از فرار و متواری شدن خود ، با تبانی با تعدادی از کارمندان مسکن شهر سازی کرج و همکاری آژانسهای املاک محل به صورت آزاد به فروش رسانده که یکی از اهالی محل میگفت چند سال پیش از طریق یک آشنا و فامیل که در مسکن شهر سازی کرج داشته مطلع میشود که میتواند واحدهای مسکن مهر پروژه درگیر دادگاه مهدی جهانگیر را بخرند و او میرود با سی میلیون پول یکی از آن واحدها را میخرد که برای متهم سود داشته چون به دو برابر قیمت در قرارداد فروخته بوده و یکی از همین آژانسهای مسکن میگفت ما از مسکن شهر سازی چندین واحد مسکن مهر از همین پروژه ی پارس سرزمین ماهان که درگیر کار دادگاه مهدی جهانگیر بود ، گرفتیم و فروختیم ! متهم قبل از فرار خود با فروش واحدهای مسکن مهر با همکاری عده ای در مسکن شهرسازی کرج و بنگاه های املاک محل ، حدود دو چهار پنج میلیارد به جیب میزند و با آن پولها فرار میکند و خود را گم و گور میکند و پرونده اش هم با کمک هفت هشت تا وکیل که با پول مردم استخدام کرده بود و همکاری چند کارمند متخلف دادگاه آن زمان ، بسته میشود با عدم اطلاع رسانی پیامکی به شکات پرونده از ابلاغیه ها و وقت نظارت ها ، تا حضور پیدا نکنند که بعدا بتوانند بگویند بدلیل عدم پیگری محکوم له و عدم حضور او در سه بار وقت نظارت ، پرونده مختومه اعلام شد ! پرونده ای که بشکل عجیبی دچار اطاله ی دادرسی بوده در سامانه ی ابلاغ مشاهده شده که یک شعبه از شعبه ی دیگر استعلام خواسته اما پاسخ ندادند و بدلیل عدم وصول پاسخ استعلام از سایر مراجع تجدید ، وقت نظارت به چند ماه بعد موکول شده یا وقت نظارت به لحاظ عدم وصول نتیجه ابلاغ ، تجدید شده ، امیدوارم در دولت رئیس جمهور جدید ، یک تحول اساسی در دستگاه قضایی ایجاد گردد تا مردم بتوانند به حق خود برسند و حقشان پایمال نشود و کلاهبرداران و خلافکاران با کمک کسانی که خود باید مقام نظارتی داشته باشند اما با گرفتن رشوه ، همدست خلافکار میشوند با آسودگی خیال به بزهکاری و خیانت خود ادامه ندهند و اعمال قانون شوند.
برچسب:
نویسنده: مهتاب قاسمی